♥کیــــش ــومــــــات ــزندگیــــ♥ - مطالب PARAMPARÇA
سلام دوستان تا اطلاع ثانوی(اون وقتی ک میهن بلاگ درس کنه نظراتو ) قالبم این میشه درسته زشته ولی خوب دیگه ....از هیچی بهتره 


تاریخ : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 | 03:58 ب.ظ | نویسنده : PARAMPARÇA | نظرات
                                                                                                                             صدام کن ..........هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه


تاریخ : جمعه 25 فروردین 1396 | 07:10 ب.ظ | نویسنده : PARAMPARÇA | نظرات

به توسوگند... به راز گل سرخ،

  و به پروانه که در عشق فنا می گردد؛ زندگی زیبا نیست... آنچه زیباست تویی! یادمان باشد؛ روزی از اینجا برویم، که کسی عطر تو راحس نکند... وندزدد تو را از من؛ که فنا میگردم؛ که تو لحظه ی اغاز وپایان منی.. 

به چشمانت خیره میشوم برق چشمانت هوش از سرم میبرد؛  گویی... شراب هفت ساله نوشیده باشم؛ توکیستی که اینگونه مرا مست و مدهوش خود کرده ای؟!


نمیدانم!! بی گمان... تو زاده ی عشقی و من مجنون و شیدای توام.

#صدای باران



تاریخ : پنجشنبه 12 اسفند 1395 | 09:48 ق.ظ | نویسنده : PARAMPARÇA | نظرات
 کنار مشتی خاک در دور خودم، تنها، نشسته امنوسان ها خاک شد و خاک ها از میان انگشتانم لغزید و فرو ریختشبیه هیچ شده ایچهره ات را به سردی خاک بسپاراوج خودم را گم کرده اممی ترسم از لحظه ی بعد و از این پنجره ای که به روی احساسم گشوده شدبرگی روی فراموشی دستم افتاد: برگ اقاقیابوی ترانه ای گمشده می دهد، بوی لالایی که رو چهره ی مادرم نوسان می کندازپنجره غروب را به دیوار کودکی ام تماشا می کنمبیهوده بود، بیهوده بوداین دیوار، روی درهای باغ سبز فرو ریختزنیجرطلایی بازی ها، و دریچه روشن قصه ها، زیر این آوار رفتآن طرف، سیاهی من پیداست:روی بام گنبدی کاهگلی ایستاده ام، شبیه غمی. پیوند رشته ها با من نیستمن هوای خودم را می نوشمو در دوردست خودم، تنها، نشسته امانگشتم خاک ها را زیر و رو می کندو تصویرها را بهم می پاشد، می لغزد، خوابش می برد
#زهرا


تاریخ : سه شنبه 3 اسفند 1395 | 07:37 ب.ظ | نویسنده : PARAMPARÇA | نظرات
دوست خوبم معصومه .ق عزیز اگه اومدی اینجا بدون منم زهرا اگه اومدی نظر بزار ببینم پیدا کردی ااین جارو؟


تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1395 | 07:38 ب.ظ | نویسنده : PARAMPARÇA | نظرات
زندگی دیکته ای نیست که آن را به ما گفته بودند وگفته باشند وخواهند گفت!زندگی انشایی است که تنها باید خود بنگاریم: باشد که موضوع انشای زندگیتخدا مقدمه اش عشق او ،وانتهایشنگاه او باشد ....آمین خدا در مکان های دور از انتظار....به دست افرادی دور از انتظار.....ودر مواقعی تصور ناپذیر....معجزات خود را به انجام می رساند....برای آن مهربان توانا ،غیر ممکن وجود ندارد....!همیشه،همیشه و همیشه امیدی هست.....!
#زهرا


تاریخ : چهارشنبه 6 بهمن 1395 | 06:38 ب.ظ | نویسنده : PARAMPARÇA | نظرات

  • paper | سمینار نیوز | مطالب وبلاگی